صفحه نخست | نقش قصه‌ و لالایی در هویت و تاب‌آوری کودکان

نقش قصه‌ و لالایی در هویت و تاب‌آوری کودکان

ادبیات عامه را می‌توان نخستین مدرسه غیررسمی آموزش تاب‌آوری دانست. لالایی‌ها، متل‌ و قصه‌های مردمی از سال‌های آغازین زندگی، مفاهیمی مانند امید، پایداری، همدلی و غلبه بر دشواری‌ها را در ذهن کودک نهادینه می‌کنند و زمینه شکل‌گیری نگرش مقاوم در برابر بحران‌ها را فراهم می‌سازند.

به  گزارش پایگاه خبری سیبه نیوز، ادبیات عامه را می‌توان نخستین مدرسه غیررسمی آموزش تاب‌آوری دانست. لالایی‌ها، متل‌ و قصه‌های مردمی از سال‌های آغازین زندگی، مفاهیمی مانند امید، پایداری، همدلی و غلبه بر دشواری‌ها را در ذهن کودک نهادینه می‌کنند و زمینه شکل‌گیری نگرش مقاوم در برابر بحران‌ها را فراهم می‌سازند.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مؤسس خانه تاب‌آوری، ادبیات عامه نخستین مدرسه غیررسمی تاب‌آوری و یکی از پایه‌های تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور است.
تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات میان‌رشته‌ای فرهنگ، جامعه‌شناسی، تعلیم‌وتربیت و مطالعات هویت است. این مفهوم بر توان یک جامعه برای حفظ انسجام معنایی، بازتولید ارزش‌های اجتماعی، سازگاری فعال با بحران‌ و انتقال سرمایه نمادین خود به نسل‌های بعدی دلالت دارد. در این میان، ادبیات عامه جایگاهی بنیادین دارد؛ زیرا در لایه‌های روزمره زندگی مردم، مهم‌ترین الگوهای معنابخشی، امید، مقاومت، تعلق و بازسازی اجتماعی را حمل می‌کند. لالایی‌ها، متل‌ها، افسانه‌ها، قصه‌های عامیانه، مثل‌ها و روایت‌های شفاهی، سازوکارهای فرهنگی مؤثری برای شکل‌دهی به ذهنیت جمعی و تقویت تاب‌آوری به شمار می‌آیند.
در بستر تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور، کودک پیش از ورود به نظام آموزشی رسمی، از طریق ادبیات عامه با جهان پیرامون، نظم اجتماعی، نقش‌های فرهنگی و الگوهای مواجهه با دشواری آشنا می‌شود. لالایی، نخستین متن فرهنگی است که کودک می‌شنود؛ متنی آمیخته با عاطفه، امنیت، آرزو و تصویرسازی از آینده. در این قالب ساده، مادر یا راوی، جهانی قابل‌فهم و آرام برای کودک می‌سازد و از خلال کلمات، نوعی احساس پیوستگی و اعتماد بنیادین را منتقل می‌کند. همین اعتماد اولیه، در روان‌شناسی رشد، یکی از عناصر مهم تاب‌آوری فردی تلقی می‌شود.
متل‌ها و قصه‌های کودکانه نیز با روایتِ عبور از ترس، غلبه بر موانع، یاری‌گرفتن از دیگران و رسیدن به فرجام مطلوب، بنیان‌های شناختی و عاطفی مقابله فعال با مسئله را در ذهن کودک تثبیت می‌کنند. کودکی که در معرض روایت‌های سرشار از امید، شجاعت، وفاداری و همبستگی قرار می‌گیرد، به‌تدریج الگوهایی درونی برای مدیریت ناکامی و پذیرش پیچیدگی‌های زندگی کسب می‌کند.
اهمیت این فرایند زمانی روشن‌تر می‌شود که ادبیات عامه را یک نهاد تربیتی غیررسمی بدانیم. نهادهای غیررسمی جامعه، مانند خانواده، خویشاوندی، آیین‌ و روایت‌های شفاهی، بخش بزرگی از جامعه‌پذیری را بر عهده دارند.
ادبیات عامه در این ساختار، کارکردی دوگانه دارد: از یک‌سو حافظ خاطره تاریخی و هویت جمعی است و از سوی دیگر، ظرفیت انطباق با شرایط نو را فراهم می‌کند.
در چارچوب نظری تاب‌آوری فرهنگی، این ویژگی را می‌توان نوعی «بازتولید تطبیقی هویت» نامید؛ فرایندی که در آن جامعه، بدون گسست از ریشه‌های خود، توان مواجهه خلاق با تحولات و انواع بحران‌ را به دست می‌آورد. بنابراین، هرچه ادبیات عامه غنی‌تر، پویاتر و متصل‌تر به حافظه فرهنگی باشد، امکان تقویت تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور در نسل‌های جدید افزایش می‌یابد.
یکی از ابعاد مهم این مسئله، نقش ادبیات عامه در درونی‌سازی ارزش‌های جمعی است. در روایت‌های عامیانه، شخصیت قهرمان معمولاً فردی است که با وجود محدودیت، تهدید یا محرومیت، از میدان خارج نمی‌شود. او اغلب با اتکا به هوش، صبر، یاری دیگران یا وفاداری به یک اصل اخلاقی، مسیر دشوار را طی می‌کند. این الگوها در سطح روانی، نوعی خودکارآمدی فرهنگی ایجاد می‌کنند؛ یعنی فرد می‌آموزد که دشواری پایان مسیر نیست و معنا می‌تواند حتی در دل بحران بازتولید شود. از منظر جامعه‌شناختی، این فرایند به شکل‌گیری شهروندانی منجر می‌شود که آمادگی بیشتری برای مشارکت در رفتارهای منجر به تاب‌آوری اجتماعی دارند. چنین افرادی در شرایط بحران، منفعل نمی‌مانند، انسجام جمعی را ارزشمند می‌دانند و نسبت به بازسازی اجتماعی حساس‌تر عمل می‌کنند. در نتیجه، ادبیات عامه را باید یکی از زیرساخت‌های نرم سرمایه اجتماعی و فرهنگی دانست.
تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور تنها  هم در انتقال مفاهیم مثبت  و هم در نوع روایت‌پردازی از رنج و شکست معنا پیدا می‌کند. جوامعی که از پشتوانه فرهنگی غنی برخوردارند، شکست را در ادبیات خود به‌صورت یک موقعیت گذار بازنمایی می‌کنند، نه به‌عنوان نقطه پایان. در چنین متونی، بحران می‌تواند زمینه بلوغ، بازشناسی توانایی‌ها و بازآرایی روابط اجتماعی باشد.
این نگرش، بنیان معرفتی مهمی برای تاب‌آوری است؛ زیرا امکان می‌دهد افراد و گروه‌ها به‌جای فروپاشی روانی و اجتماعی، به سمت بازسازی حرکت کنند. وقتی فرهنگ عامه یک جامعه بر این منطق استوار باشد که سقوط و آشفتگی موقت است و امکان برخاستن و رویش دوباره وجود دارد، ذهنیت جمعی نیز به‌سوی پایداری فعال سوق پیدا می‌کند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مؤسس خانه تاب‌آوری، ادبیات عامه نخستین مدرسه غیررسمی تاب‌آوری و یکی از پایه‌های تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور است که با انتقال امید، همبستگی و تجربه تاریخی به تقویت هویت جمعی کمک می‌کند.
ادبیات عامه را می‌توان مخزن الگوهای بومی تاب‌آوری دانست؛ الگوهایی که برخلاف نسخه‌های صرفاً وارداتی، با زبان، حافظه جمعی، تجربه تاریخی و ساختار ارزشی جامعه هم‌خوانی و تناسب دارند.
رابطه میان ادبیات عامه و تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور، رابطه‌ای یک‌سویه نیست. همان اندازه که ادبیات عامه به تقویت تاب‌آوری کمک می‌کند، سطح واقعی تاب‌آوری یک جامعه نیز در کیفیت و ساختار ادبیات عامه آن بازتاب می‌یابد.
ادبیات مردمی، آینه وضعیت روانی، اجتماعی و تاریخی جامعه است.
اگر جامعه‌ای از انسجام فرهنگی، سرمایه های نمادین و امید اجتماعی بالایی برخوردار باشد، ادبیات عامه آن سرشار از تحرک، خلاقیت، طنز، کنایه به سختی‌ها و تصویر افق‌های گشوده خواهد بود.
ما بخوبی میدانیم طنز در اینجا  فقط یک سازوکار دفاعی سطحی نیست، طنز در اینجا شکل پیچیده‌ای از مقاومت فرهنگی است؛ روشی برای مهار رنج از طریق معناپردازی جمعی.
در مقابل، در شرایطی که جامعه تحت فشارهای ممتد اقتصادی، سیاسی، هویتی یا تاریخی دچار فرسایش شده باشد، ادبیات عامه به‌تدریج به سمت بازنمایی‌های انفعالی، جبرگرایانه و نومیدانه متمایل می‌شود. این دگرگونی نشانه‌ای مهم از کاهش ظرفیت تاب‌آوری جمعی است.
مطالعه تاریخی متون عامیانه نشان می‌دهد که دگرگونی در بن‌مایه‌های روایی، تغییر در ساختار امثال و تحول در لحن قصه‌های مردمی، با وضعیت کلان جامعه پیوند معنادار دارد. در دوره‌هایی که جامعه در حال بازسازی، احیا یا تجربه نوعی امید جمعی است، روایت‌ها نیز به سمت قهرمان‌سازی، غلبه بر دشواری و تحرک اجتماعی پیش می‌روند. در دوره‌های رکود، سرکوب یا بحران ممتد، روایت‌های عامیانه بیشتر حامل بی‌اعتمادی، احتیاط افراطی، بدبینی نسبت به تغییر و برجسته‌سازی جبر می‌شوند.

این امر برای پژوهشگران علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تحلیل ادبیات عامه می‌تواند به‌عنوان روشی برای فهم «نبض روانی جامعه» به کار رود. متون عامیانه، لایه‌هایی از تجربه جمعی را ثبت می‌کنند که در اسناد رسمی، آمارهای دولتی یا روایت‌های نخبگانی کمتر قابل مشاهده است. از این‌رو، ادبیات عامه منبعی معتبر برای تحلیل وضعیت تاب‌آوری فرهنگی در دوره‌های تاریخی مختلف محسوب می‌شود.
در چارچوب دانشگاهی، می‌توان این رابطه را در سه سطح تحلیل کرد.
نخست، سطح فردی است که در آن ادبیات عامه به رشد هیجانی، شکل‌گیری احساس امنیت، تقویت امید و افزایش تحمل ابهام در کودکان کمک می‌کند.
دوم،سطح میان‌فردی و اجتماعی است که در آن روایت‌های مردمی، هنجارهای یاری‌گری، وفاداری، همدلی و مشارکت را بازتولید می‌کنند.
سوم،سطح کلان فرهنگی است که در آن ادبیات عامه به‌عنوان حافظه جمعی و منبع بازنمایی هویت، امکان انسجام فرهنگی در شرایط بحران را فراهم می‌آورد. این سه سطح در کنار هم، سازوکار تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور را می‌سازند. جامعه‌ای که در هر سه سطح از روایت‌های بومی، معنادار و امیدآفرین برخوردار است، در برابر بحران‌ از پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.
 ادبیات عامه را باید یکی ازمهمترین منابع تولید و انتقال تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور دانست. این ادبیات از نخستین سال‌های زندگی، جهان‌بینی کودک را شکل می‌دهد، ارزش‌های مقاومت و امید را درونی می‌کند، الگوهای بومی مواجهه با بحران را منتقل می‌سازد و در سطح اجتماعی، حافظ انسجام معنایی جامعه می‌شود. از سوی دیگر، خودِ ادبیات عامه بازتابی از میزان پویایی یا فرسایش تاب‌آوری در هر جامعه است. هرچه جامعه از هویت فرهنگی منسجم‌تر، امید اجتماعی بالاتر و ظرفیت بازسازی بیشتری برخوردار باشد، ادبیات مردمی آن نیز زنده‌تر، خلاق‌تر و مقاوم‌تر خواهد بود. در نتیجه، بررسی ادبیات عامه تنها مطالعه متون گذشته نیست، در واقع ادبیات عامه تحلیلی عمیق از اکنون و آینده یک جامعه است؛ تحلیلی که می‌تواند برای فهم سرمایه فرهنگی، تداوم هویت و ظرفیت عبور از بحران‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

امروز, 10:19
بازگشت